سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

66

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

فرستاد ، وقتى كه رفتيم به نزد قومى رسيديم كه گودالى براى شير حفر كرده بودند ، در آن بين كه يكديگر را پس مىزدند ، ناگهان مردى از آنان ميان آن گودال افتاد ، خودش را به ديگرى آويخت سپس او نيز به مرد ديگر آويزان شد تا به چهار نفر رسيدند ، ميان گودال ، شيرى بود ، شير همه را زخمى كرد ، مردى با اسلحه به شير حمله برد و شير را كشت ولى آن چهار نفر در اثر جراحت از بين رفتند ، وابستگان مرد اوّلى اسلحه به دست گرفتند تا با بازماندگان دومى بجنگند ، در اين وقت على ( ع ) رو به بستگان نفر اوّل كرد و فرمود : نزد من بياييد ، آمدند ، فرمود : آيا مىخواهيد در حضور رسول خدا ( ص ) يكديگر را بكشيد ، من بين شما قضاوتى مىكنم اگر پسنديد چه بهتر و اگر نه از هم جدا باشيد تا به خدمت رسول خدا ( ص ) برسيد و آن حضرت بين شما داورى كند » همه گفتند : بسيار خوب ، فرمود : « از قبيله‌هايى كه اين گودال را كنده‌اند ، يك ربع ديه و يك ثلث و يك نصف و يك ديه كامل جمع كنيد بعد به اولياى نفر اول ربع ديه را بدهيد چون او باعث مرگ نفرات بالاتر شده ، و به اولياى دومى ثلث ديه را بدهيد و به اولياى سومى نصف ديه و به اولياى چهارمى يك ديهء كامل بدهيد » آنها به اين قضاوت راضى نشدند و نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و جريان را به پيامبر ( ص ) گفتند ، پيامبر ( ص ) روى زانو نشست و فرمود : « اكنون بين شما داورى خواهم كرد » مردى از آنها گفت : يا رسول اللّه ! على بن ابى طالب چنين و چنان داورى كرد پيامبر ( ص ) قضاوت على ( ع ) را تأييد كرد . ( 1 ) مؤلّف مىگويد : اين رأى على ( ع ) است ، فقها ، در اين مسأله سخن مشهورى دارند « 1 » !

--> ( 1 ) اين مطلب ، نظير پاسخ قوشچى ( شارح تجريد الاعتقاد ) از علماى عامه است كه مىگويد : خليفهء دوم اگر گفتند : « متعتان كانتا على عهد رسول اللّه أنا أنهى عنهما و أعاقب عليهما ، يعنى حج تمتّع و متعة النّساء در زمان رسول خدا ( ص ) مقرّر بود اما من از آنها نهى مىكنم و مرتكبين را مجازات مىكنم » . بدين علت است كه خليفه رأى خودش را در برابر رأى رسول خدا ( ص ) گفته است و اختلاف رأى چه اشكالى دارد ! دو مجتهد در مسائل مختلف ، نظرهاى متفاوتى دارند ، در جوامع اسلامى از اين قبيل اختلاف آراء در مسائل شرعى فراوان است ؟ ! براستى آيا اين مقايسه صحيح است ؟ ! مجتهدين اگر اختلاف رأى دارند هيچ كدام آورندهء شرع و پيامبر ( ص ) و مرتبط با وحى الهى نيستند . در اينجا نيز به جناب مؤلّف عرض مىكنيم ، اگر چنان كه نقل كرده‌ايد ، پيامبر ( ص ) قضاوت على ( ع ) را تأييد كرد ديگر چگونه به خود اجازه مىدهيد كه بگوييد : « اين عقيدهء على ( ع ) است ولى فقها سخن ديگرى دارند » ؟ ! ! مگر اين فتواى در مقابل نص نيست ؟ ! - م .